143

شناخت هدف زندگی

خداوند انسان را موجودی یگانه ومتفاوت از بقیه آفریده‌هایش خلق نموده است و هر کدام از ما استعدادها، توانایی‌ها و نیروهای بالقوه‌ای دارد که باید آنها را در همین "هدف زندگی" جان بخشیم و به عرصه عمل درآوریم. هنگامی که هدف زندگیت را بیابی، از زندگیت لذت خواهی برد چرا که هر روز صبح با انگیزه انجام کارهای مورد علاقه‌ات از رختخواب بیرون می‌آیی، تمام روز با سعی و کوشش فراوان در جهت تحقق هدفت فعالیت می‌کنی و هنگامی که می‌بینی دیگران از نتایج کارهایت بهره می‌گیرند و لبخندی سرشار از رضایت روی لب‌هایشان می‌نشیند، پی می‌بری که تلاش‌هایت بیهوده نبوده است. به این ترتیب با خستگی رضایت بخشی به رختخواب می‌روی و خوابی خوش را تجربه می‌کنی. از ملزومات تعیین هدف اینست که خود را به درستی بشناسی و از تمامی نقاط قوت و ضعف خود به تمامی آگاه باشی.

 براي ديدن ادامه مطالب بر روي ادامه مطالب كليك كنيد

ادامه نوشته

142

سلام به خواننده های بیشمار وبلاگ من و دوست

سلام به دوست ناشناس

باز هم شب شد و من خوابم نمیبره.راستش امروز هوای اینجا بشدت بد بود و تعطیل شدیم و من خونه بودم.ظهر به اندازه یه خرس قطبی خوابیدم و کلی هم کابوس دیدم (مدتیه تا چشمامو میبندم کابوس میبینم)بعد از ظهر هم رفتم آرایشگاه و یارو تا تونست ....تو سرم.الانم سریال چرند ایزل رو دیدم و بعد هم اومدم تو اتاقم.الان که فکر میکنم میبینم زندگی چقدر مسخرست.همش شده کار-خواب .البته زندگی همه هم همینطوره همه صبح زود میریم کار یا مدرسه یا دانشگاه و شب میخوابیم بدون هیچ تفریح و لذتی.بعدم یهو میبینی شده ۶۰ سالت و هیچ ....نخوردی و همش مثل مورچه کارگر کار کردی و یه شب هم دور از جونت سکته میکنی و میمیری.خیلی مسخرست بخدا.نمیدونم مردم کشورهای دیگه هم همینطورین؟ یعنی بی هدف زندگی میکنن؟حالا یکی ممکنه بگه من هدف دارم ، من بچه دارم، زندگی دارم.آخه آدم بیشعور بچه درست کردن و زن داشتن هم شد هدف؟بگذریم.شبها خیلی دلتنگ میشم.دلتنگ....

دوست عزیزم ببخش که این همه اراجیف نوشتم.اگه دوست داشتی حذفش کن و مطمئن باش ناراحت نمیشم.تا دیدار دوباره بدرود 

141

همون طور كه گفتم اگه كساني مطالب خوبي دارند ميتوانند در قسمت نظر دهي بزارند من هم مطلب رو با اسم همون فرستنده مينويسم فقط اين كار براي اينكه فقط يادي از دوستان بشه لطفا نام كاملتون رو ثبت كنيد متشكرم 

کــاش وقتی آســمــان بــــــارانی است

چـــشــم را با اشـــک بـــــاران تـــر کـــنیم

کـــاش وقـــتی که تـــنــها مـــی شویـــم

لـــحظه ای را یــــاد یــــکدیــــگر کـــــنیم

توسط : ملوس

140

در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند

در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد

در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد

در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد

در  انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است

در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند

من در انتظار اسمونیه خودم هستم

139

smile

با یه لبخند چکارا میشه کرد؟

مطمئن باشید اگه با یه لبخند چیزی رو از دست دادید دوباره به دست میاریدش

تازه شایدم بیشتر از اون نصیبتون بشه.

138

سلام دوستای خوبم

سلام دوست ناشناسم

خوب هستین؟الان ساعت حدود ۲۳ جمعه شبه.من دارم ایمیلهام رو میخونم و یه ترانه از شکیرا به نام addicted to you رو گوش میدم و راستش کمی هم بی حوصله هستم.از دوست ناشناسم (صاحب وبلاگ) هم خبری نیست.اینجا (جنوب ) هوا خیلی گرم شده و همیشه خدا هم گردو غباره.راستش اینجا آخر دنیاست .دیدم بهترین کار اینه بیام و چند خط چرت و چرت بنویسم اما واقعا حال این کارو هم ندارم.تا حالا به این وضع دچار شدین؟

دچار یعنی عاشق شدن

و فکر کن

که چه تنهاست

ماهی کوچک که دچار دریا شده است

137

عاشقانه همراه من گام بردار

به من از آن بگو

كه توان گفتنتش را به ديگری نداری

بامن بخند

حتی آنگاه كه احساس حماقت ميكنی

بامن گريه كن

آنگاه كه در اوج پريشانی هستی 

تمام زيباييهای زندگی را بامن شريك باش

در كنار من

با تمام زشتی های زندگی ستيز كن

با من روياهايی را بيافرين تا به دنبال آنها برويم

در شادی هرچه ميكنم شريك باش

برای رسيدن به آرزوهایمان ياری ام كن         

بيا باهم گام برداري در تمام زندگی ..?

136

سلام خدمت دوستای عزیز

از ارسال نظراتتون ممنون

برای اینکه اسمی از بازدیدکنندگان هم باشه هر کسی که مطلب عاشقونه ای داره

در قسمت نظرات بنویسه تا به نام خود همون شخص تو وبلاگ بذارم.

منتظر نظرات سبزتون هستیم 

135

سلام دوستان عزیز

سلام خواننده های پرو پا قرص و دایمی وبلاگ من و دوست

خوب هستین؟

راستش و بگم زیاد حال و حوصله نوشتن رو ندارم اما چون دوست عزیز و ناشناسم تهدیدم کرد مجبورم بنویسم.خواهش میکنم به بزرگواریتون منو ببخشین

آن شب

که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را

تماشا می کرد

آن شب که شب پره ها
عاشــقـــانه تر

نــــور را می جســـتند

واتاقم

سرشار از عطر بوسه و ترانه بود
دانستم

تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی

134

سلام سلام سلام

سلام به دوستان خوبم

میخواستم چند سوالی که تو زهنم هست رو به شما بگم  امید وارم به این سوال ها جواب بدید

ممنونم

ادامه نوشته

133

 

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه

برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم

به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته

شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن

132

دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

131

 

هرگز ندیدی خوبیهامو،هیچ وقت ندیدم بدیهاتو

اما چرا میخوای بری تنهام بذاری آره انگار دیگه منو دوسم نداری

داری میری میدونم التماس دیگه دیره

دیگه واسه من دلت نمیگیره

اشکهای من داره میریزه و نمیبینی

بدون تا قیامت به عشقم مدیونی

بسه دیگه بهونه نیار عزیزم،میدونم که به من دیگه حسی نداری

واسه منی که عمرمو به پات گذاشتم نازنیم دیگه وقتی نداری

بسه دیگه بازی نده قلبمو آخه دردمو نمیدونی عزیزم

عشق تو ریشه زده تو عمق وجودم،درد منو نمیدونی عزیزم

میخوام بمیرم واسه چشمات،گلم عزیزم توی حرفات

نگو که میری که میمیرم ،اسیره قلبم توی دستات

میخوام بدونم گل هستی،چرا میری قلبمو شکستی

میخوام بدونم گل نازم چرا میخوای عشقو ببازم

مـــن،تــــــو،یه روز رها شدیم از غمها

حالا تو داری بدون من میری

130

 
ماه آرام در آمد
مات در من نگريست
و من آرام فقط
شانه را بالا زدم و خنديدم
او ندانست که من
در پس اين خنده
غم هجران تو را
باز پنهان کردم
باز پنهان کردم

129

يکي را دوست ميدارم ولي او باور ندارد

يکي را دوست ميدارم همان کسي که شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگي

را با گرماي عشق او ميگذرانم!

کسي را دوست ميدارم که ميدانم هيچگاه به او نخواهم رسيد و هيچگاه نميتوانم

دستانش را بفشارم!

يکي را دوست ميدارم ، بيشتر از هر کسي ، همان کسي که مرا اسير قلبش کرد!

يکي را دوست ميدارم ، که ميدانم او ديگر برايم يکي نيست ، او برايم يک دنياست!

يکي را براي هميشه دوست ميدارم ، کسي که هرگز باور نکرد عشق مرا !

کسي که هرگز اشکهايم را نديد و نديد که چگونه از غم دوري و دلتنگي اش پريشانم!

يکي را تا ابد دوست ميدارم ، کسي که هيچگاه درد دلم را نفهميد و ندانست که او در اين

دنيا تنها کسي است که در قلبم نشسته است !

يکي را در قلب خويش عاشقانه دوست ميدارم ، کسي که نگاه عاشقانه مرا نديد و

لحظه اي که به او لبخند زدم نگاهش به سوي ديگري بود !

آري يکي را از ته دل صادقانه دوست ميدارم ، کسي که لحظه اي به پشت سرش نگاه

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او ميروم !

کسي را دوست ميدارم که براي من بهترين است ، از بي وفايي هايش که بگذرم براي

من عزيزترين است !

يکي را دوست ميدارم ولي او هرگز اين دوست داشتن را باور نکرد!

نميداند که چقدر دوستش دارم ، نمي فهمد که او تمام زندگي ام است !

يکي را با همين قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بي بهانه دوست ميدارم!

کسي که با وجود اينکه قلبم را شکست اما هنوز هم در اين قلب شکسته ام جا دارد!

يکي را بيشتر از همه کس دوست ميدارم ، کسي که حتي مرا کمتر از هر کسي نيز

دوست نميدارد!

يکي را دوست ميدارم ...

با اينکه اين دوست داشتن ديوانگيست اما ..........
من ديوانه تنها او را دوست ميدارم

128

زندگی دو گربه ملوس که بیچاره ها آخرش...

 

ادامه نوشته

127

 

بنام ...، به نام عشق...

ادامه نوشته

126

 

می دانم که از هم دوریم و میانمان فاصله است.میدانم بین من و تو دیواریست به بلندای آسمان اما برای با هم بودن نیازی در کنار هم بودن نیست تو یادم کنی و نکنی من به یادت هستم.همانقدر که دلهایمان پیش هم باشد کافیست.بگذار فاصله ها خود را به این جدایی ها دلخوش کنند وقتی دلهایمان با هم است خیالی نیست.

125

خدایی که منو می بینه منو دوست داره منم دوستش دارم

کارای اشتباهمو می بینه ولی منو میبخشه

در حقش بدی میکنم در حقم لطف می کنه

به حرفاش گوش نمیدم  ولی اون به فکرام هم گوش میده

خدایا شرمندم منو ببخش

منو به راه راست هدایت کن

124

سلام دوستان عزیزم، خواننده های بی شمار و محترم

این وبلاگ مال دوست ناشناس عزیزمه که واسش احترام زیادی قائلم و خیلی برام محترمه.به من اعتماد کرده و گذاشته توی وبلاگش بنویسم اما راستش من نویسنده نیستم و فقط میتونم شعرای زیبایی رو که مربوط به دیگرانه واستون اینجا بزارم.امیدوارم خوشتون بیاد

اي صورت پهلو به تبدل زده! اي رنگ
من با تو به دل يكدله كردن، تو به نيرنگ


گر شور به دريا زدنت نيست از اين پس
بيهوده نكوبم سر سودازده بر سنگ

د-م
با من سر پيمانت اگر نيست نيايم
چون سايه به دنبال تو فرسنگ به فرسنگ


من رستم و سهراب تو! اين جنگ چه جنگي است
گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ


يك روز دو دلباخته بوديم من و تو!
اكنون تو ز من دل‌زده‌اي! من ز تو دلتنگ

 

 

123

 

زندگي مانند درياست و دريا هميشه موجهاي بزرگ و كوچك دارد، براي رويارويي با موج نبايد به جنگ با آن رفت بلكه بايد موج سواري را آموخت.
آنهايي كه موج سواري بلد هستند از موجهاي بزرگتر بيشتر لذت ميبرند.

توي دريا همه چيز خوب و بد وجود دارد. بايد خرچنگها را دور ريخت و از ماهيها استفاده كرد.

گاهي بعضي افراد به دريا ميروند و گنجهاي آنرا پيدا ميكنند. (فرزندان صالح گنجهاي زندگي هستند)

زندگي گاهي اوقات غروب ميكند ولي چون مثل درياست غروب آن هم زيباست.

زندگي مثل درياست، به تنهايي نميتوان در آن شنا كرد.

زندگي مثل دريا آبي و آرامبخش است.

زندگي مثل درياست چون وقتي در ساحل آن ايستادي انتهاي آنرا نميتوان ديد.

زندگي مثل درياست و هر بچه اي نميتواند در آن شنا كند. شنا كردن در دريا، علم غواصي ميخواهد

122

اگر ماه بودم
به هر جا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم
اگر سنگ بودم
به هر جا که بودم
سر رهگذار تو جا میگرفتم
اگر ماه بودی
به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
اگر سنگ بودی
به هر جا که بودم
مرا میشکستی، مرا میشکستی

121

دوستت دارم به زبان های مختلف دنیا

ادامه نوشته

120

 

یادمون باشه که.

3Jokes 10 

يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره .

يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره

يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم .

يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره .

يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري...

یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه... 

119

خداوندا...

اگر بی او بهشت را نصیبم می کنی

اگر بی او مرا به تمام آرزوهایم می رسانی

اگر بی او خوشبخت خواهم بود

بهشت ، آرزوها و خوشبختی بی من می توانند باقی بمانند

اما من بی او ..... نه

او را از من و من را از او نگیر

118

وقتی که دلتنگ خودت هستی

در آینه نگاه کن .. یک چهره خسته را مشاهده می کنی ... خسته از زندگی...

و تمام ماسک صورت خود را پاک کن  ... وبه خودت برگرد

وارد عمق خودت شو ... و به اسرار روح خود پی ببر

نبض قلب خودت را بشنو ...وبه سکوت و زمزمه خودت را کوش کن ...

117


تو را بسیار دوست دارم
تو را بسیار دوست دارم، بسیار زیاد، می دانم که شدیداً گرفتار شده ام
و همه قایق ها را پشت سرم آتش زدم و می دانم که کاملا شکست خورده ام
با وجود اشک ها، با وجود زخم ها، با وجود تجربه ها
و می دانم که در میدان عشق تو به تنهایی می جنگم
و من درست مثل همه دیوانه ها هستم و سعی می کنم که سیاره ها را شکار کنم
و با وجود عدم اطمینانم دوستت دارم
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است، غیر ممکن
برای عشق تو من نیمی از زندگی ام را هزینه کردم
و چه طور تو را چون کودکی در ترانه هایم پیش بردم
تو را به خاطر شالی ابریشمی دوست ندارم
یا به خاطر رایحه ای خوش، تو را به خاطر خودت دوست دارم
دوستت دارم، دوستت دارم، و می دانم که دوست داشتن تو خودکشیست
و حالا سعی می کنم که چون پوششی عمل کنم
و سکوت من در برابر عشق تو، در برابر عشق تو یک پیروزی بزرگ است

116

                 وقتی که خاکم می کنن، بهش بگین پیشم نیاد   

                 بگید که رفت مسافرت، بگید شماره ای نداد

             یه جور بگین که آخرش، از حرفهاتون هول نکنه

                      طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه

                 بهش بگید نشست به پات، بهش بگید نیومدی

                 بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی

                  نشونی قبر منو بهش ندین، خوب می دونه

                 میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه

115

 

وای باران 

باران 

شیشه ی پنجره را خواهد شست

از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست

آسمان آبی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پر مرغان نگاهم را شست

...در میان من وتو فاصله هاست

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی

این فاصله را برداری

دستهای تو توانایی آن دارد

که به من زندگانی بخشد

چشمهای تو به من آرامش می بخشد

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

...گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت

آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی

روی تورا کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دست که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر را که عجب عاقبت مرد

افسوس کا شکی می دیدم

من به خود میگویم چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق توخاکستر کرد  

113

مراحل عشق

برای دیدن ادامه مطالب بر روی ادامه مطالب کلیک کنید

ادامه نوشته