122


دوستت دارم به زبان های مختلف دنیا
یادمون باشه که.
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره .
يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره
يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم .
يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره .
يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري...
یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه...
خداوندا...

اگر بی او بهشت را نصیبم می کنی
اگر بی او مرا به تمام آرزوهایم می رسانی
اگر بی او خوشبخت خواهم بود
بهشت ، آرزوها و خوشبختی بی من می توانند باقی بمانند
اما من بی او ..... نه
او را از من و من را از او نگیر
تو را بسیار دوست دارم
تو را بسیار دوست دارم، بسیار زیاد، می دانم که شدیداً گرفتار شده ام
و همه قایق ها را پشت سرم آتش زدم و می دانم که کاملا شکست خورده ام
با وجود اشک ها، با وجود زخم ها، با وجود تجربه ها
و می دانم که در میدان عشق تو به تنهایی می جنگم
و من درست مثل همه دیوانه ها هستم و سعی می کنم که سیاره ها را شکار کنم
و با وجود عدم اطمینانم دوستت دارم
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است، غیر ممکن
برای عشق تو من نیمی از زندگی ام را هزینه کردم
و چه طور تو را چون کودکی در ترانه هایم پیش بردم
تو را به خاطر شالی ابریشمی دوست ندارم
یا به خاطر رایحه ای خوش، تو را به خاطر خودت دوست دارم
دوستت دارم، دوستت دارم، و می دانم که دوست داشتن تو خودکشیست
و حالا سعی می کنم که چون پوششی عمل کنم
و سکوت من در برابر عشق تو، در برابر عشق تو یک پیروزی بزرگ است

وقتی که خاکم می کنن، بهش بگین پیشم نیاد
بگید که رفت مسافرت، بگید شماره ای نداد
یه جور بگین که آخرش، از حرفهاتون هول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
بهش بگید نشست به پات، بهش بگید نیومدی
بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین، خوب می دونه
میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه
وای باران
باران
شیشه ی پنجره را خواهد شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان آبی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم را شست
...در میان من وتو فاصله هاست
گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی
این فاصله را برداری
دستهای تو توانایی آن دارد
که به من زندگانی بخشد
چشمهای تو به من آرامش می بخشد
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
...گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی
روی تورا کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید
و تکان دادن دست که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که عجب عاقبت مرد
افسوس کا شکی می دیدم
من به خود میگویم چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق توخاکستر کرد
![]()
مراحل عشق![]()
![]()
برای دیدن ادامه مطالب بر روی ادامه مطالب کلیک کنید
برای دیدن مطالب مربوط به ماه تولد خودتون بر روی ادامه مطالب کلیک کنید
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهری بی سروپای نکنیم
زندگی همانند دریاست
که گاه آرام است و گاه طغیان میگند
اما انسان موفق کسی است که
کشتی عمرش تقوا،
بار کشتی اش ایمان،
ناخدایش علم،
راهنمایش قران و
باد بانش توکل برخدا باشد
خیالت
دست هایش آن قدر گرم است
که فراری می دهد تمام غم ها را
سینه اش تکیه گاه تمام شب هایی ست
که تا سحر
سیاهی شب امید می دزد
و نگاهش آن قدر عمیق
که چشم ننداخته گم می شوی ته کوچه پس کوچه هایش
خیالت
شبیه خودت نیست
بوی خیانت نمی دهد نفس هایش

کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
کاش الان بوسه گرمت مرحمی رو تشنگیم بود
آ رزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه
تنگیه این دل عاشق با نوازش تو وا شه
کی میشه وقت اینکه من تو آغوش تو باشم
قول می دم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه
عشق تو بودن با تو دو نیاز زندگیشه

میدونی من چه احساسی دارم
یک احساس در دو نقش!
هم دوست دارم
هم متنفرم
هم عشق میورزم
هم تنفر
هم میپرستمت
هم...
اخه چرا
چون غرورم اجازه نمیده
چون حسرت میخورم بهت
چون من یک عاشقه دیوونم