167
شیر نری دلباختهی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوق بود و میترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .
166
زندگی یه شوخی بزرگه پس باید جنبه داشته باشمو بخندم
165
نامهربانی..
مشکلات..
درد..
دوری..
بیماری..
نداری..
شکست..
عشق..
فقر..
تنهایی..
نامیدی..
سکوت و...
و من خدایی دارم که هیچگاه مرا فراموش نمیکند،
او که مرا دوست دارد وبهترینها را برایم میخواهد،
خداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا نمیگذارد
وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی که
سرشار از معصیتم وگناه وجودم را فراگرفته است.
خداییکه میبخشد بی منت، به منتهایی بزرگیش
و نعمت میدهد بی اندازه، به بی کرانگی مهربانیش.
آری این زبان من است که رسوا شده ی این خدای بزرگ است.
بارالها! تو تنها دارایی من هستی و براستی که ثروتمندم وبی نیاز از غیر تو.
هرگز از رحمت تو نامید نخواهم شد،
چون به یقین میدانم دوستم داری...
164
اگر كسي عاشق شما بود اما شما عاشق او نبوديد
162
از معلم دینی پرسیدم عشق یعنی چی
گفت هم حلال است هم حرام
از معلم ریاضی پرسیدم
گفت مانند عدد بی انتها است
از معلم جغرافی پرسیدم
گفت مانند زمین بنبستی ندارد
161
پروردگارا
داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم
چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست
سوال 2
سلام دوستان عزيز
به نظر پسرا، دخترا چه جور شخصيتي دارن؟
به نظر دخترا، پسرا چه جور شخصيتي دارند؟
159
عاشقت بودم و ديوانه حسابم کردی
آشنا بودم و بيگانه خطابم کردی
گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم
چه بگويم، که غم دل برود تا تو بيايی!
158
از اين ترانه خيلي خوشم مياد لطفا تا آخرش بخونيد
لا لا لا لا
نخواب سودی نداره
همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه
که ماه غصه اش نشه تنها بیداره
لا لا لا لا
نخواب باز هم سفر رفت
نمیدونم به کارون یا خزر رفت
فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت
لا لا لا لا
نخواب میدونه جنگه
دست هر کی میبینی یه تفنگه
یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه
لا لا لا لا
نخواب زندونه دنیا ، سر ناسازگاری داره با ما
بشین باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اینجا گذاشت ، تنهای تنها
لا لا لا لا
نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره
توی خلوت میگم اینجا کسی نیست
خداییش که دلم خیلی صبوره
لا لا لا لا
نخواب تیره است چراغم مثل آتشقشان میمونه داغم
به جون گلدونا کم غصه ای نیست
هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم
لا لا لا لا
نخواب خواب که دوا نیست
دل دیوونه داشتن که خطا نیست
میگن دست از سرش بردار نمیشه
آخه عاشق شدن که دست ما نیست
لا لا لا لا
نخواب تنها میمونم ، کمک کن قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم
لا لا لا لا
نخواب ماه رو نگاه کن
من اسفند رو میارم ، تو دعا کن
بگو برگرده پیش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن
لا لا لا لا
نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه
میگن با یه فرشته اونو دیدن ، دروغه ... جون دریا اشتباهه
لا لا لا لا
نخواب تلخ جدایی ، کمر خم میشه زیر بی وفایی
تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی
لا لا لا لا
نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثل یه درده
اگه چشم انتظار باشی که هیچی
دروغ میگی به دل که بر میگرده
لا لا لا لا
نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله
من و تو هم شب و هم قلب و کشتیم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خیاله
لا لا لا لا
نخواب دنیا خسیسه ، واسه کم آدمی خوب مینویسه
یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است ، یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه
لا لا لا لا
نخواب عاشق یه سیبه ، همیشه سرخ و تب دار و غریبه
تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ، پایین هم که بیوفته بی نصیبه
لا لا لا لا
نخواب اینجا سیاهی پر اما تو تنگه قصه ماهی
اونی که ما ها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی
لا لا لا لا
نخواب تا اون بخوابه ، بشین انقدر تا که خورشید بتابه
زمونی که یقین کردم بیدار شد بخواب با یاد عکسی که تو قابه
لا لا لا لا
بخواب بیدار حالا دیگه باید بخوابی پس تو لالالا بخواب
دیگه تو میتونی بخوابی
ببین خورشید اومد بالای بالا
لا لا لا لا
این هم بود سرنوشتم
این از امروزم و این از گذشتم
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
157
تاآخرعمرم هم اگر تنهاباشم مهم نیست
فقط نمیزارم به جایی برسم که تو آغوش کسی
با یاد کسی دیگه ای بخوابم
156
به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم ...
افسوس...
سوال؟
دخترها زود تر عاشق مي شوند یا پسرها؟
153
کاشکی می شد که بخندم همیشه
چه کنم دست خودم نیست ، نمی شه
دیگه اون روزهای زیبا نمیاد دیگه اون خنده به لب ها نمیاد
زندگی راستی چه زود می گذره آدم از فردای خود بی خبره
گاهی از مدرسه و کیف و کتاب گفتی برام
گاهی از شیطونی های بی حساب گفتی برام
گاهی از مردم بی عاطفه نالیدی واسم
گاهی از عاشقی و رنج و عذاب گفتی برام
کاشکی می شد که بخندم همیشه
چه کنم دست خودم نیست ، نمی شه

151
قله کوه مه آلود است
حسرت یار سخت است
تحمل جدایی سخت است
از چشم به راهت بودن خسته شدم
ای عزیزتر از جان سراغ تو را از گلها و شکوفهها گرفتم
در فراق تو بهار خزان شد
با کوچ بلبل، باغها نیز پژمرده شدند
ترانهها خاموش شدند، زبان هم (از گفتن)خسته شد
چشم به راحت هستم
بیا باز هم
دلم در جست و جوی توست
و از شدت محبت تو آتش گرفته است
در فراق تو غم چون لشکری بر من می تازد
ای فرشته نازنین من!
رحمی به حال من کن
چشم به راحت هستم
بیا در فراق تو سهم من از زندگی غم و غصه شده است
و مژگانام تر شده است
ای زیبای من بیا
همهٔ عاشقان جمع شده اند
و عالم دیگری شده است
دیر نکن و زود بیا .
150
عجايب هفت گانه از نظر دانش آموز
از یک گروه از دانش اموز خواستد اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند...
علی رغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند:
اهرام مصر
تاج محل
دره بزرگ گراند کانیون در امریکا
کانال پاناما
کلیسای پطرس مقدس
دیوار بزرگ چین
آبشار نیاگارا
آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان، متوجه شد که یکی از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است.
از دخترک پرسید که آیا مشکلی دارد...
دختر جواب داد: بله کمی مشکل دارم، چون تعداد شگفتی ها خیلی زیاد است و نمیدانم کدام را بنویسم!...
آموزگار گفت: آنهایی را که نوشته ای نام ببر شاید ما هم بتوانیم کمک کنیم...
دخترک با تردید چنین خواند:
به نظر من عجایب هفت گانه دنیا عبارتند از:
دیدن
شنیدن
لمس کردن
چشیدن
احساس کردن
خندیدن
دوست داشتن
اتاق در چنان سکوتی فرو رفت که حتی صدای زمین افتادن سنجاق شنیده می شد...!
به راستـــــــــــــــــــــــــی
آن چیزهایی که به نظرمان ساده و معمولی میرسند، آنها را نادیده و دست کم میگیریم، حقیقا شگفت انگیزند...با ملایمت به یادمان می آورند که با ارزش ترین چیزهای زندگی ساخته دست انسان نیستند و آنها را نمیتوان خرید ، آن قدر خود را مشغول نکنید که بی توجه از کنارشان بگذرید...
149
اموخته ام که خدا عشق است وعشق
تنها خداست"اموخته ام که وقتی
ناامیدمیشوم خداباتمام عظمتش عاشقانه
انتظارمیکشدتادوباره به رحمتش
امیدوارشوم"اموختم اگرتاکنون به انچه
خواستم ونرسیدم خدابرایم بهترینش
رادرنظرگرفته"اموختم که زندگی سخت
است ولی من ازاوسختترم......
148
خدايا ، اين منم ، افتاده بر خاك نياز تو
بزرگا ، مهربانا ، بنده اي آلوده دامانم
سخن مي لرزد از شرم گناهم در نماز تو
لطيفا ، جذبه عشق تو را خواهم كه مي دانم
به هر عشقي كه جز عشق تو رو كردم مجازي بود
چو طفلان در پي دل رفتم و اكنون پشيمانم
كه هر دلبستگي غير از تو در من بود ، بازي بود
خدايا آنچنان از جرعه توحيد مستم كن
كه روز رستخيز از خاك خود ؛ مست تو بر خيزم
مرا بال عقابان بخش و پرواز اهورايي
كه با شوق تو از دنياي ننگ آلود ه بگريزم
اميدا، پاك يزدانا!
زدنيا ديده بستم تا بدامان تو بگريزم
كه با معشوق باقي ، عشق فاني را چرا خواهم ؟
پناهم ده كه از دلبستگي هاي جهان تنها
تو را خواهم تو را خواهم تو را خواهم تو را خواهم
147
تا حالا به دو تا چشمات توجه کردی
با هم میخوابن،با هم بیدار میشن،با هم میخندن
،با هم گریه میکنن ولی هیچوقت همدیگه رو نمی بینن
اینو میگن دوست داشتن
146
اين مطلب رو يه دوست خوبم برام فرستاد براي اين كه بدونه به يادشم اونو تو وبلاگم گذاشتم
147
146
خدا را گفتم: بگذار جهان را قسمت کنیم؛
آسمان مال تو،
زمین مال من.
.
.
.
خدا خندید و گفت: تو بندگی کن،
همه دنیا مال تو، من هم مال تو...
145
وقتی داری از پله های زندگی بالا میری ....
خدا همیشه یک پله از تو بالاتره .....
نه به خاطر اینکه خداست .....
نه به خاطر اینکه بزرگتره .....
برای اینکه دستت رو بگیره ... ..
خدا جونم ...
باورت کردم ... چون باورم داشتی .....
خدا جونم بهت نیاز دارم کمکم کن......
144
قصه ی آدم، قصه ی دل است و نردبان. قصه ی بالا رفتن، قصه ی پله پله تا خدا. قصه آدم، قصه هزار راه است و یک نشانی. قصه جستو جو.قصه از هر کجا تا او. قصه آدم، قصه پیله است و پروانه، قصة تنیدن و پاره کردن. قصه به درآمدن، قصه پرواز، من اما هنوز اول قصهام؛ قصه ی همان دلی که روی اولین پله مانده است، دلی که از بالا بلندی واهمه دارد، از افتادن. پایین پای نردبانت چقدر دل افتاده است! دست دلم را میگیری؟ مواظبی که نیفتد؟ من هنوز اول قصهام؛ قصه هزار راه و یک نشانی. نشانیات را اما گم کردهام. باد وزید و نشانیات را بُرد. نشانیات را دوباره به من میدهی؟ با یک چراغ و یک ستاره قطبی؟ من هنوز اول قصهام. قصه پیله و پروانه، کسی پیله بافتن را یادم نداده است. به من میگویی پیلهام را چطوری ببافم؟ پروانگی را یادم میدهی؟ دو بال ناتمام و یک آسمان، من هنوز اول قصهام. قصه.
143
شناخت هدف زندگی
خداوند انسان را موجودی یگانه ومتفاوت از بقیه آفریدههایش خلق نموده است و هر کدام از ما استعدادها، تواناییها و نیروهای بالقوهای دارد که باید آنها را در همین "هدف زندگی" جان بخشیم و به عرصه عمل درآوریم. هنگامی که هدف زندگیت را بیابی، از زندگیت لذت خواهی برد چرا که هر روز صبح با انگیزه انجام کارهای مورد علاقهات از رختخواب بیرون میآیی، تمام روز با سعی و کوشش فراوان در جهت تحقق هدفت فعالیت میکنی و هنگامی که میبینی دیگران از نتایج کارهایت بهره میگیرند و لبخندی سرشار از رضایت روی لبهایشان مینشیند، پی میبری که تلاشهایت بیهوده نبوده است. به این ترتیب با خستگی رضایت بخشی به رختخواب میروی و خوابی خوش را تجربه میکنی. از ملزومات تعیین هدف اینست که خود را به درستی بشناسی و از تمامی نقاط قوت و ضعف خود به تمامی آگاه باشی.
براي ديدن ادامه مطالب بر روي ادامه مطالب كليك كنيد
141
همون طور كه گفتم اگه كساني مطالب خوبي دارند ميتوانند در قسمت نظر دهي بزارند من هم مطلب رو با اسم همون فرستنده مينويسم فقط اين كار براي اينكه فقط يادي از دوستان بشه لطفا نام كاملتون رو ثبت كنيد متشكرم
کــاش وقتی آســمــان بــــــارانی است
چـــشــم را با اشـــک بـــــاران تـــر کـــنیم
کـــاش وقـــتی که تـــنــها مـــی شویـــم
لـــحظه ای را یــــاد یــــکدیــــگر کـــــنیم
توسط : ملوس
140

در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد
در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند
در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد
در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد
در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد
در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد
در انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است
در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند
من در انتظار اسمونیه خودم هستم
139

با یه لبخند چکارا میشه کرد؟
مطمئن باشید اگه با یه لبخند چیزی رو از دست دادید دوباره به دست میاریدش
تازه شایدم بیشتر از اون نصیبتون بشه.
137

عاشقانه همراه من گام بردار
به من از آن بگو
كه توان گفتنتش را به ديگری نداری
بامن بخند
حتی آنگاه كه احساس حماقت ميكنی
بامن گريه كن
آنگاه كه در اوج پريشانی هستی
تمام زيباييهای زندگی را بامن شريك باش
در كنار من
با تمام زشتی های زندگی ستيز كن
با من روياهايی را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
در شادی هرچه ميكنم شريك باش
برای رسيدن به آرزوهایمان ياری ام كن
بيا باهم گام برداري در تمام زندگی ..?
136
سلام خدمت دوستای عزیز
از ارسال نظراتتون ممنون
برای اینکه اسمی از بازدیدکنندگان هم باشه هر کسی که مطلب عاشقونه ای داره
در قسمت نظرات بنویسه تا به نام خود همون شخص تو وبلاگ بذارم.
منتظر نظرات سبزتون هستیم
134
سلام به دوستان خوبم
میخواستم چند سوالی که تو زهنم هست رو به شما بگم امید وارم به این سوال ها جواب بدید
ممنونم
133

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه
برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم
به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته
شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن
132

دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن
دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه
دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه
باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد
131

هرگز ندیدی خوبیهامو،هیچ وقت ندیدم بدیهاتو
اما چرا میخوای بری تنهام بذاری آره انگار دیگه منو دوسم نداری
داری میری میدونم التماس دیگه دیره
دیگه واسه من دلت نمیگیره
اشکهای من داره میریزه و نمیبینی
بدون تا قیامت به عشقم مدیونی
بسه دیگه بهونه نیار عزیزم،میدونم که به من دیگه حسی نداری
واسه منی که عمرمو به پات گذاشتم نازنیم دیگه وقتی نداری
بسه دیگه بازی نده قلبمو آخه دردمو نمیدونی عزیزم
عشق تو ریشه زده تو عمق وجودم،درد منو نمیدونی عزیزم
میخوام بمیرم واسه چشمات،گلم عزیزم توی حرفات
نگو که میری که میمیرم ،اسیره قلبم توی دستات
میخوام بدونم گل هستی،چرا میری قلبمو شکستی
میخوام بدونم گل نازم چرا میخوای عشقو ببازم
مـــن،تــــــو،یه روز رها شدیم از غمها
حالا تو داری بدون من میری
129

يکي را دوست ميدارم ولي او باور ندارد
يکي را دوست ميدارم همان کسي که شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگي
را با گرماي عشق او ميگذرانم!
کسي را دوست ميدارم که ميدانم هيچگاه به او نخواهم رسيد و هيچگاه نميتوانم
دستانش را بفشارم!
يکي را دوست ميدارم ، بيشتر از هر کسي ، همان کسي که مرا اسير قلبش کرد!
يکي را دوست ميدارم ، که ميدانم او ديگر برايم يکي نيست ، او برايم يک دنياست!
يکي را براي هميشه دوست ميدارم ، کسي که هرگز باور نکرد عشق مرا !
کسي که هرگز اشکهايم را نديد و نديد که چگونه از غم دوري و دلتنگي اش پريشانم!
يکي را تا ابد دوست ميدارم ، کسي که هيچگاه درد دلم را نفهميد و ندانست که او در اين
دنيا تنها کسي است که در قلبم نشسته است !
يکي را در قلب خويش عاشقانه دوست ميدارم ، کسي که نگاه عاشقانه مرا نديد و
لحظه اي که به او لبخند زدم نگاهش به سوي ديگري بود !
آري يکي را از ته دل صادقانه دوست ميدارم ، کسي که لحظه اي به پشت سرش نگاه
نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او ميروم !
کسي را دوست ميدارم که براي من بهترين است ، از بي وفايي هايش که بگذرم براي
من عزيزترين است !
يکي را دوست ميدارم ولي او هرگز اين دوست داشتن را باور نکرد!
نميداند که چقدر دوستش دارم ، نمي فهمد که او تمام زندگي ام است !
يکي را با همين قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بي بهانه دوست ميدارم!
کسي که با وجود اينکه قلبم را شکست اما هنوز هم در اين قلب شکسته ام جا دارد!
يکي را بيشتر از همه کس دوست ميدارم ، کسي که حتي مرا کمتر از هر کسي نيز
دوست نميدارد!
يکي را دوست ميدارم ...
با اينکه اين دوست داشتن ديوانگيست اما ..........
من ديوانه تنها او را دوست ميدارم
128
127

بنام ...، به نام عشق...
126

می دانم که از هم دوریم و میانمان فاصله است.میدانم بین من و تو دیواریست به بلندای آسمان اما برای با هم بودن نیازی در کنار هم بودن نیست تو یادم کنی و نکنی من به یادت هستم.همانقدر که دلهایمان پیش هم باشد کافیست.بگذار فاصله ها خود را به این جدایی ها دلخوش کنند وقتی دلهایمان با هم است خیالی نیست.
125

خدایی که منو می بینه منو دوست داره منم دوستش دارم
کارای اشتباهمو می بینه ولی منو میبخشه
در حقش بدی میکنم در حقم لطف می کنه
به حرفاش گوش نمیدم ولی اون به فکرام هم گوش میده
خدایا شرمندم منو ببخش
منو به راه راست هدایت کن
123
زندگي مانند درياست و دريا هميشه موجهاي بزرگ و كوچك دارد، براي رويارويي با موج نبايد به جنگ با آن رفت بلكه بايد موج سواري را آموخت.
آنهايي كه موج سواري بلد هستند از موجهاي بزرگتر بيشتر لذت ميبرند.
توي دريا همه چيز خوب و بد وجود دارد. بايد خرچنگها را دور ريخت و از ماهيها استفاده كرد.
گاهي بعضي افراد به دريا ميروند و گنجهاي آنرا پيدا ميكنند. (فرزندان صالح گنجهاي زندگي هستند)
زندگي گاهي اوقات غروب ميكند ولي چون مثل درياست غروب آن هم زيباست.
زندگي مثل درياست، به تنهايي نميتوان در آن شنا كرد.
زندگي مثل دريا آبي و آرامبخش است.
زندگي مثل درياست چون وقتي در ساحل آن ايستادي انتهاي آنرا نميتوان ديد.
زندگي مثل درياست و هر بچه اي نميتواند در آن شنا كند. شنا كردن در دريا، علم غواصي ميخواهد
122

121
دوستت دارم به زبان های مختلف دنیا
120
یادمون باشه که.
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره .
يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره
يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم .
يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره .
يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري...
یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه...
119
خداوندا...

اگر بی او بهشت را نصیبم می کنی
اگر بی او مرا به تمام آرزوهایم می رسانی
اگر بی او خوشبخت خواهم بود
بهشت ، آرزوها و خوشبختی بی من می توانند باقی بمانند
اما من بی او ..... نه
او را از من و من را از او نگیر
117
تو را بسیار دوست دارم
تو را بسیار دوست دارم، بسیار زیاد، می دانم که شدیداً گرفتار شده ام
و همه قایق ها را پشت سرم آتش زدم و می دانم که کاملا شکست خورده ام
با وجود اشک ها، با وجود زخم ها، با وجود تجربه ها
و می دانم که در میدان عشق تو به تنهایی می جنگم
و من درست مثل همه دیوانه ها هستم و سعی می کنم که سیاره ها را شکار کنم
و با وجود عدم اطمینانم دوستت دارم
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است
این نشانه این است که رسیدن به تو غیر ممکن است، غیر ممکن
برای عشق تو من نیمی از زندگی ام را هزینه کردم
و چه طور تو را چون کودکی در ترانه هایم پیش بردم
تو را به خاطر شالی ابریشمی دوست ندارم
یا به خاطر رایحه ای خوش، تو را به خاطر خودت دوست دارم
دوستت دارم، دوستت دارم، و می دانم که دوست داشتن تو خودکشیست
و حالا سعی می کنم که چون پوششی عمل کنم
و سکوت من در برابر عشق تو، در برابر عشق تو یک پیروزی بزرگ است
116

وقتی که خاکم می کنن، بهش بگین پیشم نیاد
بگید که رفت مسافرت، بگید شماره ای نداد
یه جور بگین که آخرش، از حرفهاتون هول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
بهش بگید نشست به پات، بهش بگید نیومدی
بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین، خوب می دونه
میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه
115
وای باران
باران
شیشه ی پنجره را خواهد شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان آبی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم را شست
...در میان من وتو فاصله هاست
گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی
این فاصله را برداری
دستهای تو توانایی آن دارد
که به من زندگانی بخشد
چشمهای تو به من آرامش می بخشد
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
...گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی
روی تورا کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید
و تکان دادن دست که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که عجب عاقبت مرد
افسوس کا شکی می دیدم
من به خود میگویم چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق توخاکستر کرد
113
![]()
مراحل عشق![]()
![]()
برای دیدن ادامه مطالب بر روی ادامه مطالب کلیک کنید
112
برای دیدن مطالب مربوط به ماه تولد خودتون بر روی ادامه مطالب کلیک کنید
111
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهری بی سروپای نکنیم
109
زندگی همانند دریاست
که گاه آرام است و گاه طغیان میگند
اما انسان موفق کسی است که
کشتی عمرش تقوا،
بار کشتی اش ایمان،
ناخدایش علم،
راهنمایش قران و
باد بانش توکل برخدا باشد
107
خیالت
دست هایش آن قدر گرم است
که فراری می دهد تمام غم ها را
سینه اش تکیه گاه تمام شب هایی ست
که تا سحر
سیاهی شب امید می دزد
و نگاهش آن قدر عمیق
که چشم ننداخته گم می شوی ته کوچه پس کوچه هایش
خیالت
شبیه خودت نیست
بوی خیانت نمی دهد نفس هایش

106
عشق یا نفرت؟!!؟ کدوم؟؟؟
کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
کاش الان بوسه گرمت مرحمی رو تشنگیم بود
آ رزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه
تنگیه این دل عاشق با نوازش تو وا شه
کی میشه وقت اینکه من تو آغوش تو باشم
قول می دم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه
عشق تو بودن با تو دو نیاز زندگیشه

میدونی من چه احساسی دارم
یک احساس در دو نقش!
هم دوست دارم
هم متنفرم
هم عشق میورزم
هم تنفر
هم میپرستمت
هم...
اخه چرا
چون غرورم اجازه نمیده
چون حسرت میخورم بهت
چون من یک عاشقه دیوونم
105

تحمل کردن قشنگه
اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم
انتظار آسونه
اگر قرار باشه دوباره تو رو ببینم
زندگی شیرینه
اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم
مشکلات حل میشه
اگه قرار باشه روزی به پات بمیرم
اشکهام به لبخند تبدیل میشه
اگه یه بار ببوسمت
و لبخندهام دوباره به اشک
فقط اگه ببینم خیال رفتن داری
اما بدون دوستت دارم
از پشت این همه فاصله
از پشت این همه حرف
دوستت دارم تا بی نهایت عشقم
104
عشق من قلبش رو داد به دیگری هی می گفت منم امید اخری
عشق من اون که شکست قلب منو حالا من موندم و این ناباوری
عشق اول تو بودی اما با من نبودی نمیشه فراموشت کرد عشقه اول تو بودی
103
ای کاش هرگز تو را نمیدیدم

که اینگونه عاشقت شوم

ای کاش هرگز عاشق نمی شدم

که مست و دیوانه شوم

از آن روزی که نسیم عشق دردلم وزید

لحظه ای آرام نگرفت

از آن لحظه ای که نگاه چشمان عاشق تو را دید

پنجره ی چشمانم به روی دنیا ی عشق گشوده شد

و از آن ترنمی نام تو را بر زبانم آوردم

کلامم عاشقانه شد.



من تو را دوست دارم و نمیتونم به روزای بی تو فکر کنم
احساس نمیکردم که عاشقت بشم ولی شدم خیلی دوست دارم خیلی خیلی دوست دارم
عاشقتم عاشق.
102
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد... 
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی
101
بگویم و بدانـے ...!
یا ...
نگویم و بدانـے..!
فاصله دورت نمی کند ...!!!
در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!
جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:
دلــــــــــــــم.....!!!





